.Pain changes people

درد آدم ها را تغییر میدهد.

.Pain changes people

درد آدم ها را تغییر میدهد.

.Pain changes people

۱۴ مطلب با موضوع «متفرقه های نوشتنی:)» ثبت شده است

لابه لای این سرما که درونی و بیرونی نداره...دستای سردمو میذارم توی جیبم...سرمو بر میگردونم و زل میزنم تو چشماش ...به بینیش که از سرما یخ زده...گوش میسپارم به حرف هاش...

-یعنی هنوز هوا انقدر سرد نشده که مردم شال گردن ندارن؟

+تو چیکار به مردم داری..خب برمیداشتیش...

-نه آخه گرمم میشه اگه شال گردن بردارم..

کمتر از یک ماه دیگه میری...و من همش چند روزه که پیدات کردم...خوبه که هستی...بده که باید بری...و بده که بهت بگم دلم برات تنگ میشه...ممنون بابت همه چیز این چند ماه...

+روهایی که با دستای تو ساخته میشن اونقدر به قشنگ بودنشون باور دارم که منتظر اون روز میمونم حتی اگه توی یک کشور فرسخ ها اونورتر باشی😘❤

++دوست دارم خواهری❤

+++امتحانا رو خیلی گند زدم..همچین انتظاری نداشتم:(شایدم داشتم...هعییی😢😔😑

  • ما جــــــــღــــــدہツ

سلام:) +پی نوشت

شنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۲ ب.ظ

دلم تنگ شده برای آن همه چرت و پرت گفتن هایم..برای آنکه سرتان را درد بیاورم..برای اینکه حرصتان در بیاید از ستاره وبلاگم که پشت سر هم روشن میشود..دلم تنگ شده است برای همه آن روز ها..همه آن روزها که با یک حرف زدن ذوق میکردم..برای همه آن روزها که اینجا حالم را خوب میکرد..امروز دل کنده از همه جهانم اینجا نشسته ام و دارم کلماتی را تایپ میکنم که میتوانست چیز دیگری باشد..جور دیگری باشد..حالت دیگری باشد...



+ببخشید که وقت نمیکنم براتون نظر بذارم..که حتی حالتونو بپرسم..حس بدی دارم مثل اینکه دلم میخواد همه تونو خاموش دنبال کنم تا مدیون خودم و شماها نشم...

واقعا این روزا حال حرف زدن و دفاع کردن هم ندارم...اون من پرحرف کجا و این ماجده امروز کجا...

ولی امشب میخوام بیخیال خودم حرف بزنم...میخوام دربیام از این ماجده..دلم لک زده برای پر حرفی..دلم فقط ی تلنگر میخواد و یک سلام.خوبی؟

اما بیخیال دل من...

حال شما ها خوب است؟امیدوارم از کم لطفی های من دلگیر نشده باشید...

:)



پی نوشت: من احوالتونو جویا شدم ها...بعد نگید ماجده چقدر بی وفا بودی..

چون این ماجده دیگه ماجده قبل نیست..

دروغ بشنوه میذاره میره..میشه ی نامرد که کل زندگی مجازیشو فراموش میکنه..

ی جوری میرم که هیشکی پیدام نکنه..

فقط خواستم بگم حواستون به افکارتون باشه..دلم نمیخواد دو دیقه دیگه دو نفر سر هیچ و پوچ طلبکار باشن...

این ماجده امروز واقعا خسته است..

واقعا بریده از همه چیز زندگیش..

واقعا واقعا...

  • ما جــــــــღــــــدہツ

دیگه نمیتونم تحمل کنم نبودنتو...

بسته آجی..بسته هر چقدر نبودی...

بسته هر چقدر خواستی بعضیا رو تنبیه کنی..

هر چند که نفهمیدن..

هر چقدر که..

بیخیال همشون یگانه..

بیا و عین من بیخیال این قلب های سرد شو..

بیخیال همشون بیا کنار هم باشیم...

میدونم ی نفر برای تمام جهانت بس نیست...ولی یک تو برای تمام جهان من بس است...

جان ماجده حداقل جواب پیامکامو بده..

جان ماجده در بیا از این همه سکوت...

یگانه کاش میفهمیدی عوض همه اینا من عاشقتم..کاش میفهمیدی چقدر نگرانتم..

کاش میفهمیدی حال این چشمایی رو که دلتنگی رو فریاد میزنن..


پی نوشت:یگانه میدونی اینکه شمارمو فقط هشت نفر دارن یعنی چی؟میدونی اینکه توی کل دنیام و آدماش فقط به هشت نفر اجازه دادم تو حریمم وارد بشن یعنی چی؟میدونی که یکی شون تویی یعنی چی؟یعنی جوابمو بده یگانه...بیشتر از این نذار انتظار بکشم...

  • ۲۳ آذر ۹۷ ، ۰۸:۴۰
  • ما جــــــــღــــــدہツ

آفریقا

سه شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۴۶ ب.ظ

میگه-آفریقا پر از منبعه...

ولی تا اسمشون میخوره به گوشمون یاد آدم های سیاه پوست کثیف یا ی همچین چیزی میفتیم..یاد زمین های خشک و ...

میگه مردمش وایمیسن که منابعشونو بدزدن در حالی که میتونستن با همون منابع خودشون رو از گرسنگی نجات بدن...

میگه کاش میفهمیدن جای نگاه کردن و گوش کردن به مزخرفیات بقیه...جای دیدن این همه مرگ...خیلییییی بیشتر برای زنده موندن تلاش کنن...

دلم میخواست بگم مگه تلاش نکردن..دلم میخواست بگم خودت اگه این همه مرگ میدیدی جونی توی بدنت میموند؟ دلم میخواست بگم..

لعنت به این من جدید که شده ی ترسو تمام عیار که حتی عقاید خودش رو هم به زبون نمیاره:(


  • ما جــــــــღــــــدہツ

پست پنجاه و یکم

سه شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۴:۱۸ ب.ظ
نشسته بودیم و مربی داشت تیم انتخاب میکرد که بریم نیمه مسابقه بدیم...میم کنارم بود صدام کرد برگشتم نگاهش کردم:)
-میگم ماجده تو و کیمیا با هم توی ی مدرسه اید؟
+توی ی مدرسه... توی ی کلاس و (عین قیافه کیمیا که روی رشتمون حساسه الکی و با خنده باد میدم به قپقپم و میگم)توی ی رشته:)
میگه:چند ساله با هم رفیقید؟
(خندم میگیره و به شونه کیمیایی که جلوم نشسته میزنم و میگم کیمیا چند ساله با هم رفیقیم ما؟ ولی از اونجایی که کیمیا غرق خانوم بود تا صداش کنه و بره توی زمین نمیفهمه و منم جواب میم رو خودم میدم خخ)
+دو ماه هم نیست جانا:)
-واقعا؟من ی دوست دارم هفت ساله با هم رفیقیم ولی رابطمون انقدر صمیمی نیست:)
  • ما جــــــــღــــــدہツ